۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

با شاعري كه لكنت مغزي گرفت

دکترم گفته : دندان ، نه ! عقلت را که بکشی ، حالت خوب خوب می شود! خودت را هم تف کن و برای همیشه بذار کنار . آنوقت با شما دیوانه ها می رویم شکار سنجاقک! خواستید کبابشان می کنیم یا اگر خیلی مردید روی کمرشان می رویم دیوار چین تا ببینم کدامتان جرأت دارد از ان بالا بپرد پایین ؟! اگر "میم" بود، می پرید تازه از آنجا بغلش را هم برای من باز می کرد، آنوقت هردومان سنجاقک هایمان را کباب می کردیم و کنار دیوار می خوردیم تا هیچوقت برنگردیم.
اگر "میم" بود سوسکتان می کرد تا من هم پا رویتان بمالم و هردومان بخندیم یا شاید رویتان بالا بیاوریم.
"میم" گفته: راست سرت را که بگیری میرسی. خانه که همان است چون شما دیوانه ها را که نمی شناسم .پس انگار خودم را عوضی آمده ام!

هیچ نظری موجود نیست: